-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
میرسد آوای حزن از سوی جناتالنعیم داغ شـد آغـاز، بـسم الله رحـمن الـرحـیم انـبـیا دارنـد جـنت را سـیـاهی میزنـنـد اولـیا دارند میگـریـند بر داغـی عـظـیم عرش با پیـراهنی خونین مزین میشود چشمهامان همچو یعـقوباند دنبال شمـیم هرکه حیران است، بسم الله، این باب نجات هرکه گم کرده است خود را، این صراط المستقیم ما نه از امروز و دیروز و نه یکصد سال پیش ما گرفـتار حـسیـنیم از همان عهـد قـدیم کـربـلا تـنهـا اقـامـتگـاه قـلب مبـتـلاست دل بهجز پائـین پا، جایی نمیگردد مقـیم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
با دلِ نامحرمم در روضه مَحرم میشوم با سـیـاهی مُـحـرِم مـاه مـحـرّم میشـوم من پس از گریه برای تو فقط حالم خوش است حق بده خوشحالم از اینکه پُر از غم میشوم شد قـبولِ حـضرت حق تـوبهام با نام تو با تو باشم مطـمئن هستم که آدم میشوم هرچه از تو دور باشم، میروم سمت گناه بنـدۀ دنـیـا که باشـم، اهل دِرهـم میشوم دستگیری کن مرا، دستم به جایی بند نیست تا بـمـانـم پـای تو، پـابـند پرچـم میشوم فـیضها بـردم زمـان بردن نام "حسین" وقت مردن هم دخیل اسم اعـظم میشوم هرچه دارم را بگیر و گریههایم را نگیر با همین اشکم، روی زخم تو، مرهم میشوم سینهام خاک حـسیـنـیهست، عـین مـقـتلم روضه روضه، یا لهوفم یا مُقَرَّم میشوم قتلگاه و یک هزار و نهصد و پنجاه زخم در سرودن از تنت چندین هجا، کم میشوم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
تعـویض کـن دلـم را همراه پـرچم خود مَـحـرَم نــمـا مـرا بـا مـاه مُـحـرَّم خـود مزد محـرّمـم را یک کـربـلا نـوشـتـنـد سـود زیـاد بـردم، پـیـش تو با کـم خود در دم خرید زهرا، وقـتی دودم گرفـتیم از دم خـریـد مـا را بـا نـالـه و دم خود پیغمبران زمان سخـتی "حسین" گـفـتند اعجـاز کـردهای تو با اسم اعـظـم خود وقت نزول رحمت، من نیز بهـره بردم باران درست کردم با اشک نـمنـم خود بعد از گذشت عمری بیچـارگی کشیدن وقـتـش شده بـسـازی از بـنـده آدم خـود قابل بدان دو چشمی که از غم تو خون شد بر چشم گـریـهکـنها بگـذار مقـدم خود دردم زیـاد امـا زخــم تـو بـیـشـتـر بـود حق داشت نوکر تو یادش رَوَد غم خود درهم خـریـده ما را محشر اگر خداوند چونکه شـفـیع مایی با جـسم درهم خود شد زینب صبورت، صبرش تمام وقتی گـفـتی بـیا کـنـارم با جـسـم مبـهـم خود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
بوی بهشت میوزد از سمت پرچمش شکر خدا که قـسـمت ما شد محـرّمش شکـر خـدا که روزی دلمـردهها شده بـار دگـر نــسـیـم مـسـیـحـایــی دمـش عشق حسین در دل هرکس جـوانه زد بی شک زیاد میشود از لطف حق، کمش تنها نه کـربـلا، که تـمـام عـوالم است جـغـرافـیـای بــارش لـطـف دمـادمـش "در بارگاه قدس که جای ملال نیست" هستـند قـدسیان همه بیتاب از غـمش جـن و مـلائـکـنـد ســیـهپــوش داغ او کار جهان و خلق جهان گشته در همش یک سـال زنـدهایـم به امـیـد یک دهـه چـشمانتظار نوحۀ باز این چه ماتـمش هرکس که قصد روضۀ ارباب میکند زهـرای مـرضیهست پذیرای مقـدمش این جـلـوۀ زمـیـنی عـرش الـهی است یـا خـیـمـههـای روضـۀ اولاد آدمـش؟ از حجم غصه کاش که در روضۀ دَهُم با افـتـخـار جـان بـدهـم زیر پرچـمش
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
چون قطرهای که بر دل دریا رسیده دسـتـانـمـان بـر دامـن مـولا رسـیـده در محفلِ سوگ حسینی گر نشـسـتیم این موهبت از حضرت زهرا رسیده این جا اگر حال وهوای ما بهشتیست عـطر خـوشی از کربلا بر ما رسیده مـا را به پـاس مـاتـم او گـریـه دادند فـیـضی به ما از خـالـق یکـتا رسیده دارد پـیـامـی اشـکهـای دانــه دانـه امـروز مـا را تـوشـۀ فــردا رسـیـده ای کـاش وقـت احـتـضار ما بگـویند بـرخـیـز از جـا و بـبـیـن آقـا رسـیده راه نفس را بغض میبندد در آن حال با خـویـش گـویـم آخـر دنـیـا رسـیده گه با سـکـیـنـه گـریم و گویم که بابا از عـلـقـمـه بـا مـاتـم سـقــا رسـیــده وقتی به یـاد قـتـلگـاهـش گـریه دارم گویی دوبـاره روز عـاشـورا رسیده بـایـد «وفایی» از جـگـر ناله برآرد وقتی که از هفت آسمان غوغا رسیده
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
سلام مـاه مـحـرم که رنگ غـم داری سـلام قـصـۀ تکـرارِ غـیرِ تـکـراری سلام مجلس روضه، سلام طبل و علم ســلام دسـتــۀ سـیـنــهزنِ عــزاداری سـلام آهِ عــزایـی کـه مـیروی بــالا سلام اشک عزایی که میشوی جاری سلام پـرچم مـشکی، سلام شال عـزا سلام روضۀ مکـشوفِ بیعـلـمداری سلام پـردهنـشـیـنان، که بعد کـربـبلا شُدید هـمسفـر زجر و شمر، اجباری سلام سید العـطشان که داخل گـودال میان خولی و شمر و سنان گرفتاری سلام ای که دمِ جان سپـردنِ خود هم به فکر روضۀ ناموس و کوچه بازاری سـلام ای که نـدیـدنـد سـایهات حتی، چه شد که راهی بازار و بین انظاری سـلام مـا بـه دو دسـت بــریـدۀ سـقـا سلام ای دو لبِ سنگ خوردۀ قـاری به نام فـاطمه سوگـند تا خودِ محـشر به اشک خویش تو را شیعه میدهد یاری
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
رسیـده مـاه غـم تـو، مُـحـرّمـی دیگـر به جز غم تو ندارم به دل، غمی دیگر مُحرّم تو همان مکـتب بـشرساز است ز مـا بـسـاز در این مـاه، آدمـی دیگر همیـشه راز دل خـویش با تو میگویم که من نداشتهام جز تو مَـحـرمی دیگر علم به دوش تو هستیم تا که جان داریم نـمیرویـم دمـی زیـر پـرچـمـی دیگر به یاد کـرب وبـلای تو عـالـمی داریم نـمیپـرد دل ما سـوی عـالـمـی دیگـر به روی گونۀ گلهای پرپر و سرخت به غیر خون جگر نیست شبنمی دیگر کـنـار پـیـکـر صـد پــارۀ عـلـی اکـبـر نداشت زخـم وجـود تو مرهـمی دیگر شکـستـهبال شدی و کـنار عـلـقـمه دید فلک به قـامت خـم، قـامت خمی دیگر به پاس لعل لب خشک تو «وفایی» باز میان زمزمـههـا داشت زمـزمی دیگر
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام و استقبال از ماه محرم
هر روز سر بر زانوی غـم گریه کردم بــر اشـــرف اولاد آدم گـــریـــه کــردم در خانهها منبر به منـبر روضه خواندم در کوچهها پرچـم به پـرچم گریه کردم من سالهای سال قـبل از خـنـجـر شمر بر ضـرب تـیـغ ابن مـلـجـم گـریه کردم کـوه گـنـاهی را خـدا میبـخـشد از مهر وقـتی بـه قـدر بـال شـبـنـم گـریـه کردم تا نوحهخوان دم داد «ای اهل حرم» را با مـشک پـاره پـاره آندم گـریـه کـردم بر آن هـزار و نهصد و پـنجـاه زخـمش دیدم فقط اشک است مرهم، گریه کردم مـقـتل نوشت از تـشـنهکامی تـار میدید با چـشم کـوثـر، چشم زمزم گریه کردم هی با لهوفش روضه خواندم، روضه خواندم هی با مُـقـَرّم گـریـه کـردم، گـریه کردم فردا که میفهمم بهای اشک من چیست افسوس خواهم خورد که کم گریه کردم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
نوشـتهاند دلـم را برای خونجگـری بدون گـریه زمـانه نـمیشود سپـری نیازمند تکامل، به گریه محتاج است درخـتِ آب نـدیـده، نـمیدهد ثـمـری دو فیض، توشۀ راه سلوکِ عاشق هست تـوسّل سـحـری و عـنـایـت سـحـری هـزار نافـله خـواندن چه فـایـده دارد اگر نداشته باشد به عـاشـقان نـظری به هر دَری که زدم باز پشت دَر ماندم بس است در زدنِ من، بس است در به دری برای بـنـده خـریـدن بـیـا سَـرِ بـازار چه خوب میشود این مرتبه مرا بخری بدون تو چه بـلاهـا که بر سـرم آمـد چه حاجت است به گفتن، خودت که با خبری همیشه خیر قنوتِ تو میرسد به همه اگر چه نـامِ مـرا در نَـوافِـلـت نَـبَری خودت برای ظهورت دعا کن و برگرد دعای من به خودم هم نمیکند اثری یگـانه منـتـقـمِ خـونِ کـربـلا! بـرگرد قسم به عَـمّۀ مـظلـومهات بـیا برگرد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام و استقبال از ماه محرم
عاشقتر از خون تو در رگهای عالم نیست خون خدایی! انتظاری غیر از این هم نیست این شور حین سوگواری چیست در جانها؟! الحق که روح این عزاداری فقط غم نیست اشک از سر هر شانه با زنجیر میریزد این گریهها آیا برای ماتمات کم نیست؟ دریا هم از اشکش بسازد عابدی تا صبح تـاثـیـر آن انـدازۀ اشـک مـحـرّم نیـست گـشتم تـمام شهـر را و کـوچههـایش را جایی برایم امنتر از زیر پـرچم نیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام و استقبال از ماه محرم
چـقدر مـانده به دریـا، به آستان حسین پُر از طراوت عشق است آسمان حسین بگو که نام مـرا دل شکـسـته بنـویـسند بگو! که میرسد از راه کاروان حسین هـمیـشه دلنـگـرانم مـباد خـط بخـورد شـنـاسـنـامـهام از نـام دوسـتـان حسین هنوز حسرت آن روز در دلم جاریست به کـربـلا نـرسـیـدیـم در زمان حـسین مرور کردهام این قصه را هزاران بار نمیشود بهخـدا کـهـنه، داسـتان حسین به جستجوی چه هستی؟! از آفتاب بپرس! که هست در همه جای جهان، نشان حسین هنوز میوزد احساس شرم از هر رُود قـصـیدهای نـسرودند نـذر جـان حسین نـداشـتم به جـز این بـیـتهـا رهآوردی که پیشکش کنم آن را به آستان حسین بهار بود، که یک شب به خواب میدیدم به کـربـلا، شدهام باز میـهـمان حسین!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام و استقبال از ماه محرم
ای آبـروی چـشم هـمیـشه تـرم حسین! ای سرّ نـیـنـوایی تو در سـرم حـسین! عطر شهادت است که دل میبرد ز من نام تو را همین که به لب میبرم حسین! هر سال بیـشتـر شـدهام مَـحـرم غـمـت امسال از هـمیشه شکـسـتـهترم حسین! لـبـیکگـوی تـوست نه تـنهـا لـبان من لبیکگوی توست رگ حـنجرم حسین! هـفـتـاد بـار بر سـر کـوی تو گر مـرا آتش زنند، باز در این لشکـرم حسین! خـاکـسـتـرم به بـاد رَود گر هـزار بار گوید به شوق و هلهله خاکسترم: حسین از پـیکـرم اگـر که سـرم را جدا کـنند گوید سـرم جـدا و جـدا پـیکـرم حسین بــادا کـه بـارهـا بــدرنــدم درنــدگــان گر لحظهای ز بیعت تو بگذرم حسین! از دامـن تو دسـت نـخـواهم کـشید؛ نه نذر تو کرده است مرا مـادرم؛ حسین!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
خلیل خواست که در راه حق جوان بدهد بنا نبـود کـسی جـز تو امـتـحـان بدهـد نبی شـبیه عـبایی تورا به دوش گرفت که تـار و پود کسا را به ما نشان بدهد کسی که قدر تو را چون حبیب فهمیده رواست پای غمت لحظه لحظه جان بدهد ندیده بود به چشمش زمین، ز خلق کسی که خون کودک خود را به آسمان بدهد نمـاز از تو بجـا مـانـده و سـزاوارست اگـر به نـام تـو هـر مـأذنـه اذان بـدهـد کجاست غـیر حـسیـنیه مکـتـب درسی که پـای روضۀ تو عـشق یـادمان بدهد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام و استقبال از ماه محرم
مـا تــشـنـهایـم، تـشـنـۀ مــاه مـحــرمـت بیتـاب روضـۀ تـو و دلـتـنگ مـاتـمـت فرقی نمیکند چه کسی نوحهخوان شود میسوزد آه جان و دل از داغ اعـظمت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام و استقبال از ماه محرم
دل نیست اینکه دارم گنجینهٔ غم توست بیگانه باد با غیر این دل که محرم توست ورد زبـانم امسال ذکـر مـصیـبـتت بود امسال عـالـم مـن در فکـر عـالم توست تصویر کربلایت جاریست در سرشکم تا زنـدهام نگـاهـم کـانـون مـاتـم تـوست خون تو تا قیامت میجوشد از دل خاک سرسبز خاک این دشت از خون خرّم توست سرشار کرد خـونت امسال تـشـنگی را این کـربلای تفـته سیراب از دَمِ توست یا رب! سر حسین است بر روی نیزه آیا؟ یا سِـرّ آفـرینـش یا اسـم اعـظـم توست؟ بـگـذار تـا بـگـردم دور تو کـعـبـهٔ من! ذیالحجـهٔ من امـسال ماه محرم توست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام و استقبال از ماه محرم
رسیده آخر ذیالحجه و غمم غم توست غمم عزای تو، خونِ دل تو، ماتم توست کـتـیـبـهها همه نـام تـو را به لـب دارند تمام شهـر عـزادار اسـم اعـظـم تـوست تـمـام شـهـر لـبـاس سـیـاه کـرده بـه تـن تـمام شـهـر حـسـیـنـیـۀ مـجـسـم تـوست به هر کجا که در این ازدحـام مینگـرم صدای سـوخـتـۀ روضـۀ دمـادم تـوست دل مـرا بـپـذیـر ای غــم تـو عـالـمگـیـر که عالَمی هم اگر هست عالَم غم توست به اشکِ جـاریِ تـقـویـمهـا چکـار مرا؟ برای من هـمـۀ روزهـا مـحـرم تـوست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام و شب جمعه
خوشم که دم همه دم یا حسین میگویم به وقت شادی و غم یا حسین میگویم خوشم که خانۀ قلبم حوالی حرم است به یـاد اهل حـرم یا حـسـین میگـویم بلـند گـریه نکـردم مگر برای حـسین به بـنـد بـنـد دلـم یا حـسـیـن میگـویم من از دیار حبیبم چه باکم از پیریست به قـد و قـامت خـم یا حسین میگویم خوشم که دست ابوالفضل جانپناه من است به یاد دست و عـلم یا حسین میگویم همه قـبـیلۀ من عاشق تـوأند! مپرس، چرا قـدم به قـدم یا حـسـیـن میگـویم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
سائل شدیم، شامل لطف و کرم شدیم خوار آمدیم از نفـست، محـتـرم شدیم لب وا نکرده، حاجتمان مستجاب شد وقتی دخیل گوشهای از این عَلَم شدیم چشم امـیـدمـان به نخ پرچم عـزاست پس بی دلیل نیست اگر اهل غم شدیم رفـتـیم اگر بهشت، حـسیـنیه میزنیم با جـمع نوکـران ز ازل همقسم شدیم ماندن به راه عشق تو عین سعادت است شکـر خـدا به پای تو ثـابتقـدم شدیم این زندگی مـاست ببـیـنـیم بعد مرگ در زیر خاک، خاک شریف حرم شدیم دست بریده در همهجا دستگیر ماست حالا که اشکریزِ دو دست قلم شدیم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
حضور در صحنه و لزوم ادامه مبارزه با رژیم منحوس اسرائیل و آمریکا تا نابودی کامل
بیدارتـر از هـمیـشه در میـدانـیم تا آخـرکـار، پـایِ هم میمـانـیـم شاعر: علی ساعدی شاعر: مطهره عباسیان هرچند که در پردۀ غم محبوسیم با مـعـجـزۀ کـلام تـو مـأنـوسـیم شاعر: مرتضی درزی شاعر: زهرا آراسته نیا شاعر: محمد مرادی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
انتقام سخت ایران از جنایات تروریستی رژیم منهوس اسرائیل و آمریکا در ایران
با رخصت ذوالـفـقـار، الوعده وفا ای مـلـت اسـتــوار! الـوعـده وفــا شاعر: محمدحسین رحیمیان شاعر: میلاد عرفان پور شاعر: طاهره ابراهیم نژاد امروز که فرعـون اسیر نیل است فریاد جهان، مرگ بر اسرائیل است شاعر: عباس جواهری رفیع او رفت؛ ولی قـیام او پا برجاست هنگـام جـهـاد لشکر عـاشـوراست شاعر: عباس جواهری رفیع آفـاق پُـر از یـاد سـلـیـمانی ماست انوار شرف به روی پیشانی ماست شاعر: سیدهاشم وفایی شاعر: فاطمه نانیزاد شاعر: هادی فردوسی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مباهله پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم با مسیحیان نجران
بگو به حاکم نجران، مجادله کافیست بس است! این همه غوغا و قائله کافیست حقیقتیست که اسلام دین بر حق است در این میانه سخنهای باطله کافیست رها کنید از این جهل و غم دل خود را اسیر بودن در بند و سلسله کافیست اگر به تابش خورشید و ماه شک دارید پی طلـوع حـقـیقت، مباهله کافیست حضور پنج تن از آفـریـنـش توحـیـد برای خـتـم تـمـامی غـائـله کافی ست برای درک مـقـام و فـضـیلت اسـلام دعای حضرت زهرای فاضله کافیست اشارهای به مقامات اهل بیت رسـول به پاس این همه دلهای یکدله کافیست رسیـد وقـت اذان و مـؤذنی میگـفت به واجـبات بـپرداز، نـافـله کافیست اگـر نـگـاه عــلـی و پـیـامــبـر بـاشـد برای شعر «وفایی» همین صله کافیست
: امتیاز
|












_1781364862.gif)











